در حال باز کردن نامه...
داستان ما
خانه
داستان ما
شمارش معکوس
چالش ۱۵ روزه
گالری
موسیقی
نقشه خاطرات
نامه
رویاها
گالری
لحظههایی که ثبت شدن
هر عکس، یک تکه از داستان ماست.
قرار نبود آن روز اتفاق خاصی بیفتد؛ فقط با هم رفتیم کارگاه. اما فهمیدم برای قشنگ شدن یک روز، لازم نیست اتفاق بزرگی رخ بدهد؛ کافی است تو کنارم باشی و بخندی.
تو همیشه قشنگترین بخش مسیرهای من بودی... نمیدونی چقدر خوشحال بودم که برای اولین بار قدم به الکامپ گذاشتم و تو کنارم بودی. جایی که از بچگی آرزوی دیدنش رو داشتم، با حضور تو تبدیل شد به یکی از شیرینترین خاطرات زندگیام. شاید خود الکامپ برای خیلیها فقط یه نمایشگاه باشه، اما برای من لحظهای بود که رویای قدیمیام رو با کسی که دوستش دارم تجربه کردم.
اولین ناهاری که برام تو تهران درست کردی
اون شب کنار دریای رامسر، ماه، صدای موجها و نسیم دریا همهچیز رو زیبا کرده بودن؛ اما قشنگترین منظره برای من، تو بودی. کنار تو حتی دریا هم قشنگتر به نظر میرسید. اگر ازم بپرسن آرامش چه شکلیه، همین عکس رو نشونشون میدم؛ چون آرامش برای من یعنی دستت کنار دستم، لبخندت رو به روم و دلی که مطمئنه جای درست زندگی ایستاده. امیدوارم تا آخر عمر، هر دریایی که میبینم، تو هم کنارم باشی.
بعضی نگاهها بیشتر از هزار تا جمله حرف میزنن... نگاه تو از همون نگاههاست. هر بار که توی چشمات نگاه میکنم، عشق رو بدون اینکه حتی یک کلمه بگی حس میکنم. نمیدونم تو چطور این کار رو میکنی، اما هیچکس هیچوقت نتونسته مثل تو با یک نگاه، اینهمه آرامش، عشق و اطمینان رو به قلبم هدیه بده. کاش تا آخر عمر، هر بار که چشمام دنبال آرامش گشت، فقط نگاه تو رو پیدا کنه.
شبی که تو موهای فر قشنگتو صاف کردی و بازم مثل همیشه بامزه و خواستنی بودی، بامزگی اون شب اینه که من انگار نمیشناختمت
یکی از چیزهایی که همیشه عاشقش بودم، همین بامزهبازیها و شوخیهای قشنگ توئه. اون حس شوخطبعی مشترکی که بین ما وجود داره، چیزی نیست که با همه تجربه بشه. خیلی وقتها لازم نیست اتفاق بزرگی بیفته؛ فقط یه جملهی ساده، یه نگاه، یا یه شوخی کوچیک از طرف تو کافیه که هر دومون از ته دل بخندیم. شاید برای بقیه اینها چیزهای کوچیکی باشن، اما برای من همین لحظههای ساده، همون چیزهایی هستن که رابطهمون رو خاص و دوستداشتنی کردن.
یک روز بارانی
جشن تولد کوچک
پیکنیک بهاری
گوش دادن به آهنگهای ما
دور ترین عشق